شب عاشورا؛ تقابل نور هدایت و تاریکی جهالت
این شعر تصویری از شب عاشورا و رویارویی دو جبهه کاملاً متفاوت را ترسیم میکند: در یک سو لشکر دنیاطلبان، اسیر شهوت، قدرت و سفره شیطان؛ و در سوی دیگر یاران امام حسین(ع) که در خیمههای عشق، سرشار از ایمان، نور هدایت و شوق شهادتاند. شاعر با این تقابل، نشان میدهد که عاشورا صحنه جدایی حق از باطل است؛ جایی که دلهای پاک به نور ولایت روشن میشوند و در برابر تاریکی جهل و دنیاپرستی میایستند.
"شب عاشورا"
در آن سکوت مکرر که می شکست دمادم
گهی به صوت دعایی گهی به بانگ جفایی
به یک طرف همه جانها اسیر ویل شقاوت
به یک طرف همه دلها گرفته نور هدایی
به خیمه های جهالت ضلالتست و شرارت
درون خیمه عشاق بپاست شور خدایی
در آن طرف همه دونان به گرد سفره شیطان
در این طرف همه خوبان به گرد شمع ولایی
معاقدان جهالت اسیر شهوت و قدرت
مطالبان شهادت زبند خویش رهایی
در آن طرف همه اعما چه صم وبکم نشستند
در این طرف همه بینا سمیع صوت سمایی
به کاخ سرخ مطلا گرفته حرص چه شوری
زبهر منصب دنیا چه دست ها به گدایی
به کوخ شاه شهادت گرفته عشق چه نوری
به دست ساقی مه رو گرفته روح صفایی
در اجتماع نقیضین اگر که "صبح" بر آید
بپا شود به دو عالم شهیق حشر نهایی
سروده دکتر حسین حمزئی(صبح)
ارسال نظر