رنجِ ازل و شکوهِ ابد: در سوگِ خورشیدِ کربلا
این دو شعر، نگاهی عمیق و ریشهای به واقعه عاشورا دارند. سروده اول، با بیانی دردمندانه، ریشههای تاریخیِ فاجعه کربلا را در جریان سقیفه و کینههای دیرینه از خاندان نبوت جستجو میکند و با تصویری تکاندهنده از شهادت مظلومانه کودکِ بیسر (اشاره به حضرت علیاصغر)، آن را میوه تلخِ خیانتها میداند. سروده دوم اما با نگاهی حماسی و عرفانی، به مقامِ والای حضرت سیدالشهدا(ع) میپردازد؛ آن “سلطان لبتکیده” که کشتی نجاتِ بشریت است. شاعر در این بخش، عظمتِ خونِ خدا و پیوندِ ازلیِ نام حسین(ع) با شهادت را ستایش میکند و دلهای شیفتگان را چون حلقهای بر نگینِ وجود او میبیند.
می نویسم ز کودکی بی سر
که بلند است روی دست پدر
بغض ها عقده ها حرامی ها
کینه ها از غدیر و از حیدر
آن سه شوم نشسته بر منبر
شد سه شعبه نشست بر حنجر
آتش و میخ و سینه و در
کربلا و حسین و نیزه و سر
همگی در سقیفه مهر شدند
در همانجاست نطفه این شر
کربلا میوه خیانت هاست
شجرش نیزه و میوه هایش سر
سروده دکتر حسین حمزئی
خورشید خاک خورده، طوفان کربلا
سلطان لب تکیده، میدان کربلا
ای حیدری ترین، پسر شاه لافتی
نعم الامیر خیمه، یاران کربلا
ای نام تو عرش خدا را، داده آبرو
چون گشته ای؟ فرش ستوران کربلا
الشمر جالس، ملائک لطمه می زنند
بر آن سر بریده، سلطان کربلا
نوح نوحه و رسولان، ناله می کنند
بر سینه شکسته، سلطان کربلا
مائیم و پرچم زیبای، یا حسین
چون حلقه بر نگین، سلیمان کربلا
دل بسته و دخیل، به دامان خیمه ات
دلهای پرکشیده، به بستان کربلا
توکشتی نجاتی و ما مانده در گلیم
ای ناخدای کشتی، طوفان کربلا
تو مظهر خون خدایی، کز جفا
فواره می زنی، به بیابان کربلا
صبح ازل نام تو با خون نوشته اند
صید به خون تپیده، عطشان کربلا
سروده دکتر حسین حمزئی
ارسال نظر