در حریمِ ولایت، تا عرشِ شهادت
«روایتی از ایستادگیِ روحی خستگیناپذیر که در میانِ همهمهی تردیدها و غبارِ شایعات، بر سرِ پیمانِ خویش با مردم باقی ماند. او که در خلوتِ نیایش و جلوتِ پیکار، نشان از بزرگان داشت، سرانجام در محرابِ بندگی به آرزوی دیرینهاش رسید و با بالِ شهادت، به آغوشِ ابدیت پر کشید.»
همی گفته بودند که در تونل است؟
و یا اینکه زیر حرم منزل است؟
مکرر شنیدم که در مسکو است!
خودش خوش ولی، مردمش در گِل است!
ز بعضی شنیدیم که او مرده است!
بدل بر سرایش قدم برده است!
اینترنشنال و این دروغ های چند!
به پیش مخاطب چرند و پرند!
ولی خصم دون عزم او کرده بود
به موشک همی قصد او کرده بود
عیان شد که او در همان خانه است
همی مثل مردم به کاشانه است
به ماه خدا و به ماه صیام
لبش بسته و در سجود و قیام
بدست ترامپ آن قمار باز پست
بسوی خدا بار خود را ببست
نه تهدید صهیون ورا می شکست
نه از آرمانش دمی می نشست
مدیری مدبر، زمان آشنا
جهاندار و نام آور و با صفا
به طوفان چو نوح و به میدان دلیر
یکی مرد دوران، ز نسل کبیر
خدای فصاحت، خدای بیان
یکی فیلسوف، مرشد عارفان
یکی شیر میدان، بسان علی(ع)
بلند اختر و روح او منجلی
شهادت برایش در اندیشه بود
همه آرزویش در این پیشه بود
چو جدش علی عاقبت پرکشید
به محراب خون جام را سر کشید
سروده دکتر حسین حمزئی
ارسال نظر