خورشید خاکخوردهی کربلا
این شعر، کربلا را صحنهی اوج مظلومیت و عظمت امام حسین(ع) نشان میدهد؛ جایی که خورشید حقیقت در میان طوفان خون و غربت میدرخشد. شاعر با تصویرهایی از عطش، شهادت، نالهی فرشتگان و پرچم «یا حسین»، امام را کشتی نجات و محور عشق و آزادگی معرفی میکند.
خورشید خاک خورده، طوفان کربلا
سلطان لب تکیده، میدان کربلا
زخمی ترین مجاهد، میدان لا فتی
خونین ترین مدافع، طفلان کربلا
ای نام تو عرش خدا را، داده آبرو
چون گشته ای؟ فرش ستوران کربلا
الشمر جالس، ملائک لطمه می زنند
بر آن سر بریده، مهمان کربلا
نوح نوحه و رسولان، ناله می کنند
بر سینه شکسته، سلطان کربلا
مائیم و پرچم زیبای، یا حسین
چون حلقه بر نگین، سلیمان کربلا
ای حیدری ترین، پسر شاه لافتی
نعم الامیر خیمه، یاران کربلا
دل بسته و دخیل، به دامان خیمه ات
دلهای پرکشیده، به بستان کربلا
توکشتی نجاتی و ما مانده در گلیم
ای ناخدای کشتی، طوفان کربلا
تو مظهر خون خدایی، کز جفا
فواره می زنی، به بیابان کربلا
صبح ازل نام تو با خون نوشته اند
صید به خون تپیده، عطشان کربلا
سروده دکتر حسین حمزئی
ارسال نظر